"سننگ چن بجنوردم"(2)
قد چکئرم آسمانه بجنوردم
عاشقم او محلله نگه شهرنگه....
دینم سننگ او جلله نگه بجنوردم
گئزنیرم داغلرنگه بوگین من
چغورده که باغلرنگه بجنوردم
الله داغنگ ده من بیللم (۱) خبر ده
یایق ده که مسکه لرنگ دگر ده
ارکان ده که قوروت لرنگ (۲) بیان له
شیرین دیلنگ شیروان له یا گیفان له
آبنبات نگ زنج له ده "آق بجنوردم
جانه قونر شو "ساره یاق " بجنوردم
آنخ لرنگ ممد اپو دن گلر(۳)
سالوک ده که چوپان گنم (۴) چای قویر
کندک لرنگ که قینه سن بجنوردم
یایق لرنگ که چئخه له سن بجنوردم
دووارلرنگ دولر گنم که سیت دن
حصار عیسو(۵)درخت لره که تیت دن
بدرانله ننگ (۶) ایزم لره که بیشسن
اوبیجه سه جلنگه دن .... که دیشسن
عسل کمن شیرین کامنگ بجنوردم
اته گلر اوگین جاننگ بجنوردم
درکشنگ(۷)او شفتاله سه یئتشسن
اولدوز کمن که شاخه ده ایشارسن
ایری لره ال دن آلر بجنوردم
آقزلره های سو یه قه لر بجنوردم
رازده (۸) که شالیزار لره باخنده
بئرما چل له پلو لره که یئنده
مراوه ننگ (۹)طبیعته بجنوردم
مغول لرنگ خیانته بجنوردم
کئنه یه دنگ اگر بیراز قدیم ده
ریزه یه دنگ گئرمه دلن تقویم ده
بیللم چکئر کئنه ینگ او ایراقه
تاریخ گلرآچق قوجاق سراغه
دئرم دینم که یوردم نگ بجنوردم
بجنوردمنگ بجنوردمنگ بجنوردم

ترجمه فارسی
"برای تو بجنوردم(۲)"
هر باری که به تو مینگرم شهرمن بجنورد
تابه آسمان قد خواهم کشید
من عاشق محله های تو و شهرت هستم
بنازم به ریشه تاریخیت بجنورد
امروز کوهایت را میگردم
و به "چغور باغت "سری خواهم زد...باغیست نزدیک بش قارداش..(۰)
میدانم که در کوه "الاداغت "خبرهاییست... الاداغ(۱) یکی از کوههای بجنورد
و کره هایی که در مشکها آماده داری چیزی دگرست
اما کشکهای ارکان تو"بیان دار" و خوشمزه و مرغوب است .ارکان(۲) یکی از روستاهای
حومه
واما شیروانی ها و گیفانیها که زبانشان شیرین است
آبنیات های تو زنجی و سفیداست شهرمن بجنورد
واما روغن زرد حیوانی ات که به جان مینشیند
کاکوتی هایت که از ممد اپو جمع میشود (۳)
ممداپویکی از تپه های حومه بجنورد
و چوپانهایی که در کوه سالوک با کاکوتی چایی درست خواهند کرد(۴)سالوک یکی ازکوههای
اسفراین
زمانی که کندکها بجوش بیایند....کندک ظرف چایی روی آتش
وز مانی که ماستها در کیسه های پوستی برای کره گرفتن آماده شوند شهر من بجنورد
بازهم گوسفندهایت پر ازشیر خواهند شد
و باز درختهای حصار حسینی پراز توت میشود
وقتی که انگورهای بدرانلو برسد..."بدرانلو"یکی از روستاهای بجنورد
و دانه ها از خوشه ها جداشوند و بریزند"نشان از شیرینی "
زمانی که هلوی درکش برسد"درکش "ازروستاها ی بجنورد و دارای جاذبه گردشگری
و بمانند ستاره ای بروی شاخه بدرخشد
و دلها از دست خواهند شد
و"آب ز لبو لوچه "سرازیر خواهد شددهانشان اب بیفتد
زمانی که دروستای راز به شالیزار بنگری
ووقتی که بابهترین و مرغوبترین برنج آنجا پلو بپزی
"حاکی از مرغوبیت برنج "به اندازه انگشت ری کند
و از طبیعت مراوه بنویسم"یکی از ییلاق های بجنورد
و از خیانتهای مغول یاد کنم
اگرچه مقداری کهنه بودی و قدیمی شهرمن بجنورد
و ریز بودی و دیده نشدی ....
اما میدانم که دامنت به دوردستها کشیده خواهد شد
و میدانم که تاریخ برای دربرکشیدنت آغوش باز کرده است
و اما من خواهم گفت فدایت شوم سرزمین مادری من بجنورد
که تو بجنورد منی و بجنورد منی ....شهرمن بجنورد
سوسن قاسم ابادی




هدف ماندگاری واژه های اصیل ترکی است .طبق معمول لازم است این جمله هم نوشته شودکه هرگونه برداشت باذکرنام وبلاگ یاصاحب وبلاگ مجازاست