(گینمنگ باشه) سر خورشیدم
بوگیجه امام حسیننگ نوحه سه گئج اولمسن
ائدمسن که قارداشم قره کینی نه گیمسن
چاقا لقدن بئز جسیننگ کوچه سنده تورپاق ای
اوهمه عزته بئز.... ذره تکن !بیر درناق ای
تا محرم یتشر آسماننگ عزاسه ده

یا حسین دئینچه گنه محله ده غوغاسه ده
حاجی نایب هیئته بلند بلند نوحه د ده
دسته ابوالفضلی بیر نظمه نن کوچه د ده
چارده معصوم یتشر زنجیر وورن تزه نفس
مدح ایدر عباسنه که غیرته باردیو بس
اصغرنگ قنداقه که دیشی دیشی ده اورته ده
اکبرنگ دوداقلره سوسوق قالن الغمه ده
یاکه میدان حره نن طوفان اولر
یا فرات باغلینر و کرب و بلا عطشان قا لر
بو گینم" دواشمان " حسینه نه قربان گنه
بو همه حرمله ننگ ظلم نن او حیران گنه
بئز ائشدی که نمه .... سکینه ویران ائوه ده
عاشوراننگ ظهره که گیننگ باشه نیزه د ده
شمرنگ او شمشیرنه یازدی و قان گئزلرنه
زینبه گئرمدی وائشتمدی سئز لرنه
بئز باخردی گین باتن ده حلیمه طیارده که
ایز سانه عاشق نجر حسینیه ده یووار ده که
علمات و بیرقه او خادمنگ پایه ده که
علماته پر وورر بیرق نجر ایشارده که.....
نوحه خوان دم توتر فلوت و طبل و سنجه که
"گینمنگ باشه " گنه او نینوا و رنجه که
گئجه سه شام غریبان و حسین غریب لقه
خیمه له قرنقده او زینب و نجیب لقه
بولره من دئمدم حماسه ده سئرچه دیه
حسیننگ سفره سه که حلیم و یا دیگچه دیه
قیمه یو شولی نذری که فقط عزا دیه
هئچ بیره رقیه ننگ او در د نه که دوا دیه
"گینمنگ باشه" ده که تخم رشا د ت سپده
"زینبنگ" دانشماقه عشق و شهامت اکده
دینه مز حسیننگ او قانه یه نن جان توتده
اکبر و عباس و اصغر لای لای یین یا تده
اگرم یزید لرننگ تیغه او گین ظلم ائده
"یتمش و اکه " سانه دسته گله داغده
بو شهادت ده بوگین که افتخار یارتده

ترجمه فارسی
نکند امشب نوحه شنیدن امام حسین دیرمان شود
نکند که برادرم پیراهن مشکی عزایش را نپوشد
ما از بچگی خاک کوچه امام حسین هستیم
در مقابل شرف و عزتش ذره ویا اندازه یک ناخنیم
بمحض رسیدن ماه محرم عزای آسمان منست
در محله با گفتن حسین حسین غوغایی برپاست
هیئت حاجی نایب بلند بلند نوحه میخواند
دسته ابوالفضلی با نظمی به نوبت در کوچه مانده است
هیئت چارده معصوم تازه نفس از راه میرسد
مدح میکند عباس را که غیرت فراوان داشته است
قنداقه اصغر را که سوراخ سوراخ در وسط میدان است
لبهای اکبر را که در الغمه تشنه است
یا که میدان را که باآمدن حر طوفانی میشود
یا کربلا که با بستن فرات عطشان میماند
امروز هم حسینیه " دواشمان " به قربان حسینش میشود۰(۱)
و از اینهمه ظلم حرمله حیران است
ما شنیدیم که چرا سکینه خانه ویران شد
شنیدیم که سر خورشیدمان در ظهر عاشورا بر سر نیزه ها رفت
ما از شمشیر شمر و چشمانی که خون جلویش را گرفته بود نوشتیم
اما زینب را ندیدیم و خطبه هایش را نشنیدیم
فقط میدیم که در ماه محرم حلیم امام حسین دم غروب آماده است
و صد تا عاشق در حسینیه آمد و شد و همکاری میکنند
علمات و بیرق عزا هم سهم خادم حسینیه بود که
علمات را پر میزد و بیرق ها را برق میانداخت
نوحه خوان را که دم میگرفت و فلوت و نواختن طبل و سنج.....
و با زهم سر خورشید و و باز نینوا و رنج اما م حسین
شب هم شام غریبان و حسین و غریبیش
و باز هم تاریکی خیمه ها و زینب و نجابتش..
اینها را من نمیگویم حماسه حسین است و داستان نیست
و سفره امام حسین حلیم و دیگچه نیست
قیمه و شولی یزدی که نشانه عزا داری نیست
اینها هیچ کدام دردی را از امثال رقیه دوا نمیکند
این سر خورشید منست که تخم جوانمردی و رشادت را پاشید
و این خطبه زینب است که عشق و شهامت را کاشت
دین مان با خون حسین جان گرفت
اگر که اکبر و عباس و اصغر با لالاییش خوابیدند
اگر که تیغ یزیدیان ظلم کردند
و هفتا ودوتن از گلها را پاشیدند و پرپر کردند
این شهادت بود که امروز افتخار آفرین شد
(۱)=دواشمان نام تکیه پدر بزرگم و پدرم که از قدیمی ترین پیر غلامان امامحسین بودند
تکیه شادکامیها بین میدان کارگر و میدان پانزده خرداد
" عزاداریهاتان قبول
قاسم آبادی"
















هدف ماندگاری واژه های اصیل ترکی است .طبق معمول لازم است این جمله هم نوشته شودکه هرگونه برداشت باذکرنام وبلاگ یاصاحب وبلاگ مجازاست