"دعا ائدم که " دعایت کردم که
یادنگ ده ده بیرگین سنه سئوندم
دردنگه آلدم جانمه های دورنگه دولاندم
یادنگ ده ده بیر گین که او آقشقه...
آچلده یو سنن گئرمدم باشقه!
.....................................
قلمه ده الم ده یو یازردم
من گلمه دنیایه گئرساتردم
قویودم و باشم ده یو گئزردم
قدره نه خاب خدایه چن بیلردم
بیلمده او که "نازیم " سندرده
ایریمه سندرده که "یاندرده"
گئدم من ام "آقشقنه" باغله دم
یاشلرمه بیر گینه چن ساخله دم
نفرین که یو ......دعا ائدم که قال سن
مننگ تکن ایریه های قان اولسن
ترجمه فارسی
دعا کردم که .......
یادت هست روزی که فدای تو شدم
دردت را بجان خریدم و جانانه تو شدم "بدورت چرخیدم "
یادت هست روزی را که ان پنجره به رویت گشوده شد
و بجز تو دیگر کسی را ندیدم......
قلم را بدست گرفتم و از تو نوشتم ......
و منی که گلم را بدنیا نشان دادم
اورا روی سرگذاشتم و قدرش راتا خدا دانستم
اما ...نمیدانست که شکستنی هستم و مرا شکست
هم دلم را شکست و هم قلبم را سوزانید
پنجره را به سویش میبندم ووواشکهایم را برای روزی دیگر
نفرینش که نه .....
دعا میکنم بماند و
بمانند من دلش خونین شود
سوسن قاسم ابادی
هدف ماندگاری واژه های اصیل ترکی است .طبق معمول لازم است این جمله هم نوشته شودکه هرگونه برداشت باذکرنام وبلاگ یاصاحب وبلاگ مجازاست