چله گیجه سه.....اووخت له
چاغونه نه سوخ گئتروده آسمانه سپرده
خزان بلند کئنه ینه یلدایه گیدررده
جای جولنه یقوده یو کئنه کنه گئدرده
غار پلته پلته نازه نن اوکوچه ده یئنرده
بئلنه باغلوده کئده قلفت ده های اوینرده
چغندرم بیشوده یو کنده هلو چکرده
ذله لقه جانه آلوده گل بی بی م بیلرده
گلی گلی چرقد اوگیجه بی بی مه نه گلرده
گم لره او نارله کمن قرمزه ده گیلرده
یقلو ونه قویوده او اوت ده یو های گئزرده
بوقدی لره قورقه ائدوده مجمه یه تئکرده
کئچه او ساره یاقه نن سه پلته ده بیشرده
موطبخ آشاقه یه ده او زینه دن دیشرده
ذغال لره منقال ده تاشدررده یو پفلیرده
گل قرمزی چینی قوری ده چایه نه دم لیرده
لامپا لره رف ده قویوده پلته نه یاخرده
گابیر گنم دروازه ننگ لاین نن اوباخرده
کادان ده که قرپوزلره آشاقه یئندررده
خرللترده حوضه چن سوچایه نن یوورده
ایزم لره قند نخه یه دیزوده او ایزرده
بهی یه ده چله کمن بارو یوخه دیزرده
گودشه یه کیشمیش و قوز انجیره چن تاپرده
قطاب وشیرین قتلمه تتدرنه یاپرده
ساچلرنه ائررده یو " تافته بالاخ" گیئرده
اله ننگ او چین چینه نه گیزگی ده های گئررده
گئچن که او چله لره بئرماقئی نن سانئرده
هرایل گئزه بالا لری چن که یوله باخرده
کرسه سننگ عشقنه که گئزلرنه چکرده
هر کاره ده ائرته یه نن آبگوشته نه آسرده
بیر سوزنی کرسه سه ننگ استنده او سرر ده
"قابله "سه یم طیاره ده "یخنی " یو یاغله قئرمه
"شوله ماش " و "قلیه له آش " خلته ده که "قو ورمه "
یئرده لن و یئرده یو او گیلرده دانشرده
بلندگیجه قسقه اولرده بی بی یه گئچرده-
......................................................................
بوگیجه دیره ساخله دی چله قشنگ سنته
بو یادگاره یلدانه جانه قونن نعمته
سفره مزنگ قراقه نه مهره اگر اوترتئی
آینده یه گئرساتئی یو یول و یولاغ ائرگئتی

ترجمه ........
ماه با زمستان چه زیبا هم پا شده بود و چله را میبوسید
سرمای شدید آورده بود و در آسمان می پاشید
پاییز لباس بلندش را به تن "یلدا " می پوشانید
و رختخواب و وسایلش را جمع کرده بود و به شهر کهنه میرفت
برف گلوله گلوله و با ناز در کوچه مینشست
کدو هم کمر بسته بود و در داخل دیگ رقصان بود
لبو پخته بود و هیزم شعله میکشید
مادر بزرگم میدانست که خستگی را به جان خریده است
روسری گلی گلیش چقدر زیبنده اش بود
لپ های او به قرمزی انار و چه زیبا میخندید
تابه ای سیاه و بزرگ مسی اش را بر روی آتش نهاده و میگشت....
گندمهارا " گندم بریانک " درست کرده بود و در سینی مسی میریخت
کاچی و روغن حیوانی روی سه فتیله ای در حال پختن بود
آشپزخانه....در پایین ساختمان بود و از پله ها پایین و بالا میرفت
ذغال منتقل کرسی را فوت میکرد و میافروخت
چایی را در قوری چینی گل قرمزی دم میکرد
لامپا هارا که برروی طاقچه ها چیده بود روشن میکرد
و گاهی از لای در حیاط به کوچه مینگریست
هندوانه هایی را که در کاهدان پنهان کرده بود پایین میآورد
و تا لب حوض رو ی زمین میغلتاند و با آب چاه میشست
انگورهایی را که به نخ رشته بود از نخها جدا میکرد
مادر بزرگ مانند چله بزرگبود وبا کم و کاست زندگیش میساخت
ظرف بزرگ مسی را برای کشمش و گردو و انجیر میگشت و پیدا میکرد
قطاب و فتیر شیرین در تنورش میپخت
گیسهایش را میبافت و لباس سنتی می پوشید
گاه در ایینه به چینهای پیشانیش خیره میشد و
یلداهایی را که پشت سر گذاشته بود میشمرد
او هرسال شب چله برای بچه هایش چشم براه میماند
و گرمای عاشقانه کرسی اش را به چشم میکشید
از صبح زود آبگوشت را در دیزی سنگی بار میگذاشت
و سوزنی ترمه دوزی زیبایی بر روی کرسی پهن میکرد
قابلی بی بی آماده بود یخنی میپخت و با ته دیگ چرب سر سفره میگذاشت
آش ماش و آش قلیه بی بی با قورمه های گوشت که داخل کیسه نگه میداشت
میخوردند و میخورد و میگفتند و میخندیدند
آن شب بلند چه کوتاه میگذشت
.............................
امشب این سنت زیبا را پاس داشتیم
این یلدا یادگار مام وطن
بر سر سفره هامان اگر مهر بنشانیم
به آیندگان و به فرزاندانمان ...این شیوه را آموزش خواهیم داد
"تافته بالاخ"لباس سنتی پوشش زنان بجنورد قدیم
"شوله ماش " قلیله آش" "قوورمه" کچه " یخنی" قابلی" از غذاهای سنتی بجنورد
یلدا مبارک
هدف ماندگاری واژه های اصیل ترکی است .طبق معمول لازم است این جمله هم نوشته شودکه هرگونه برداشت باذکرنام وبلاگ یاصاحب وبلاگ مجازاست